کد خبر : 203967
تاریخ انتشار : 17 اسفند 1395 15:34
تعداد مشاهدات : 238

قانون ، نظم و خلاقیت

در این مقاله به بررسی تضاد موجود بین مفهوم خلاقیت و مقوله نظم و قانون خواهیم پرداخت.

 




نظم و قانون از ضرورت های زندگی اجتماعی است و شکی نیست که  باید کودک را از سنین پایین با این دو مقوله آشنا کرد. کودکان در سالهای اولیه زندگی در محیط خانه با آموزش های والدین با منظم بودن آشنا می شوند. اینکه پدر و مادر در این زمینه چه متدها و روش های تربیتی را در پیش می گیرند، بطور مستقیم بر درک کودک از نظم موثر است.در همین راستا با اعمال قوانین ساده در خانه، کودک حد و مرزها را می شناسد و با قانون آشنا می شود و با ورود به اجتماع بطور جدی قانون مداری را تجربه می کند. در این بین خانواده ها برای توسعه خلاقیت کودک و شکوفایی آن، کودک را تشویق می کنند، مقوله ای که در آن شاید قانون و نظم زیاد جایگاهی ندارد. چه بسیار توصیه های روانشناسانه که بیش از حد در گیر قانون بودن را دشمن خلاقیت می دانند و وفاداری به چارچوب ها را مانع شکل گیری تفکر خلاق می دانند. بخصوص در کارهای هنری ، قانون یا نظم می توانند بهترین دوست یا بدترین دشمن فرد باشند.

شاید بهتر باشد که در ابتدا کمی به تعاریف کلمات دقت داشته باشیم. قوانین یا بهتر بگوییم قواعد، در حوزه خلاقیت، یک ابزار هستند که به فرد کمک می کنند بیان زیبایی شناسانه خود از محیط اطراف را ارائه دهد. در حالیکه نظم، شاید وفادار بودن و محدود شدن به قواعد است. اینکه فرد همیشه مقید به حفظ چارچوب ها باشد و انعطاف کافی برای خم کردن قوانین را نداشته باشد. به عنوان مثال در نقاشی ترکیب بندی جزو پیش زمینه سواد بصری به شمار می رود، بطوریکه اگر یک نقاش این قوانین را نداند، بیننده حتی اگر دانش نقاشی نیز نداشته باشد، چشمش از دیدن اثری که در آن عناصر زیبایی یافت نمی شود، آزار می بیند. اما همین نقاش وقتی بر ترکیب بندی و سواد بصری چیرگی یافت، قادر است به فراخور حس و مفهومی که مد نظر دارد ، آن قواعد را به خدمت بگیرد و هر جا نیاز داشت ، آنها را دگرگون کند. این دگرگونی همان نقطه شکل گیری و بروز ایده خلاقه است.

بنابراین تضاد موجود در قانون مداری و خلاقیت، گاه فعالان حوزه آموزش کودکان را سردرگم کرده و آنها عملا، تکلیف خود را نمی دانند. یعنی قواعد ایجاد شده ، گاه تبدیل به قفسی می شوند که فرار از آن به همه آنها که سودای خلاقیت دارند، توصیه می شود. بسیاری از هنرمندان در حوزه های مختلف، افراد موفق اعم از دانشمند و ورزشکار، همگی معتقدند که قوانین برای شکستن درست شده اند. یعنی تا آنها را ندانید ممکن است نتوانید وارد "بازی" شوید، اما برای آنکه در این بازی حرف جدیدی داشته باشید، باید چیزی فراتر از آن قوانین برای گفتن و ارائه دادن داشته باشید.

آیا قواعد و قوانین همیشه بد هستند؟

بنظر می رسد که جواب این سوال منفی باشد. گاهی اوقات افراد خلاقیت را با خیلی چیزها، اشتباه می گیرند و در ایده های خلاقانه آنها رگه هایی از بی اخلاقی، نادانی و بی فکری دیده می شود. اگر دوباره به تعریف ارائه شده از خلاقیت که توسط دانشمندانی مانند کافمن، رانکو، آمابایل و ... ارائه می شود، بر گردیم، باید دقت کنیم که صرف جدید و بکر بودن یک ایده نیست که خلاقیت را می سازد، بلکه مناسب بودن  آن نیز اهمیت دارد. این مناسب بودن در زمینه های مختلف ممکن است  معنی متفاوتی داشته باشد، اما متناسب با بستری که مورد صحبت است،  اصل داستان در آن ثابت است. نتیجه اینکه ، گاهی قوانین ما را از وارد شدن به وادی هایی که امکان انجام کارهای خلاف اخلاق یا ایمنی ، در آن وجود دارد، باز می دارند.

تشخیص مرز خلاقیت و تعهد به نظم و قانون، برای کودکان بسیار دشوار است. گاهی حتی والدین نیز از این کار عاجز هستند. شاید یکی از مرزهای این دو مقوله، رعایت حقوق دیگران باشد. به عبارت دیگر شاید در بیان فردی، نیاز نباشد بیش از حد به قوانین پایبند باشیم، اما همینکه با رد کردن قانون ، احتمال ورود به حریم دیگران باشد، بهتر است راجع به آن بیشتر فکر شود. به عبارت ساده تر شاید بهتر باشد که در قدم اول، جایگاه حریم دیگران را در زندگی اجتماعی برای کودک جا بیندازیم. در مورد کودکان اگر خواهان آموزش مهارتهایی مثل مهارت تصمیم گیری  به آنها هستیم، در کنار توجه به راه حل های مختلف و انتخاب گزینه نهایی، بهتر است در مورد هزینه های هر انتخاب نیز صحبت کنید. یا در مهارت حل مساله، پس از بارش فکری و اجازه آن، به گزینه ها دقت کنید و تبعات احتمالی آنها را شرح دهید. در صورت انجام این کار، شاید بتوانید به کودک یاد دهید که هر ایده خلاقی قابل انجام نیست، یا اگر قابل انجام دادن باشد و ما تصمیم به اجرای آن بگیریم، باید حاضر به پرداخت قیمت آن نیز باشیم. بسیاری از بزرگسالان هستند که شاید ایده ها و اندیشه های نو و تازه ای داشته باشند، اما می دانند که عملی کردن آنها ممکن است به قیمت از دست رفتن بخشی یا تمام دستاوردهایشان، تمام شود. در نتیجه تصمیم می گیرند که این ایده ها را به فراموشی بسپارند، مگر آنکه آن فکر آنقدر برایشان مهم باشد که تصمیم بگیرند تمام مسوولیت آن را بپذیرند.

در کارهای هنری شاید راحت تر از تصمیمات کلان ، بشود با کودک در مورد خلاقیت صحبت کرد. چرا که سطح ارائه هنری او در سطحی نیست که دادن آزادی عمل به او، کودک را دچار ضرر خاصی بنماید. یعنی در حوزه های فردی دست کودک را تا آنجا که می توانید باز بگذارید و اجازه آزمون و خطا دهید. در چنین زمینه هایی نظیر موسیقی، نقاشی و ... کودک می تواند قواعد آموخته شده را بشکند و طرحی نو ابداع کند. برای سایر حوزه ها، این خلاقیت خود والدین را می طلبد که ابتدا بدانند، چه نوع تربیتی را انتخاب می کنند و آن را چگونه پیاده خواهند کرد.


مولف و گردآورنده : نیلوفر کشاورز


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :
اثر قبلی
اثر قبلی
تعداد آثـار
378
تعداد مراکز آموزشی
36
تعداد اعضای سایت
594
اثر قبلی
تمــاس با مــــــــــا
اثر قبلی
: پست الکترونیک
honar@tebyan.com
:شماره تلفن
81202203
:آدرس
تهران،خیابان نادری،نبش حجت دوست ، پلاک 12