کد خبر : 81156
تاریخ انتشار : 2 شهریور 1394 11:1
تعداد بازدید : 4175

آموزش هنر به کودکان، خلاقیت پرور است. (بخش دوم)

چشم خلاق چشمی است که زیبایی ها را می چشد.


در آموزش چهار عامل نقش مهمی دارند كه عبارتند از:

معلم با انگیزه

آموزش گیرنده با انگیزه

محتوی آموزشی مناسب

فضای آموزشی مناسب

حدود پنج سال اول زندگی انسان كه در محیط خانه سپری می شود جزو مهم ترین سال ها در شكل گیری شخصیت انسان محسوب می شود و اگر در این سال ها بتوان هنر را به خوبی به كودك آموزش داد می توان انتظار داشت كه هنر بتواند در شخصیت کودک تاثیر گذار باشد. برای مثال می توانیم از خاطرات استفان جی گولد دانشمند معروف دیرین شناس كه در سال ۲۰۰۲ میلادی درگذشت ، ذكری به میان آوریم كه در خاطرات خود گفته است: زمانی كه پنج سال سن داشتم ، از موزه تاریخ طبیعی دیدن كردم و آثار به نمایش گذاشته شده در این موزه چنان در وجود من اثر گذاشت كه از همان زمان علاقه مند شدم كه یك دانشمند دیرین شناس شوم .

در خصوص این دوران باید بیان داشت كه چهار عامل آموزشی دارای شرایط زیر هستند:

-         مادر جزو  با انگیزه ترین معلم های دنیا در خانه حضور دارد و می تواند خود را وقف آموزش كودك نماید.

-         كودك با انگیزه ترین آموزش گیرنده است و در این دوران دارای چنان عطش یادگیری است كه اگر به خوبی بتوان از این فرصت استفاده كرد بیشترین تاثیر را می توان بر شخصیت او  بر جای گذاشت و به گفته كریستین بوبن نویسنده فرانسوی :" بچه ها مثل دریانوردانی هستند كه به هر نقطه ای كه نگاه می كنند، آنجا بیكران و وسیع است.

-         محیط منزل: مكانی است كه اگر به خوبی برای آموزش دادن هنر به كودك آماده شده باشد می تواند بر یادگیری كودك بسیار تاثیر گذار باشد

-         محتوی آموزشی : در كشور ما متاسفانه به علت ضعف در آموزش والدین، مادر به مطالب و دانسته هایی كه به خوبی او را در آموزش هنر به كودك یاری نماید دسترسی ندارد و بسیاری از آموزش ها داده نمی شود و یا از طرفی بسیاری از آموزش ها نیز غلط است و كمتر مادری را می توان یافت كه بتواند در این دوران به درستی كودك خود را از آموزش هنر سیراب نماید.

متاسفانه یكی از مهم ترین دوران های آموزشی به راحتی در كشور ما از دست می رود و این فرصتی است كه دیگر به دست نمی آید و شاید بتوان گفت این مهم ترین دورانی است كه می توان آشیانه هنر را در وجود شخصیت انسان ساخت و مرغ هنر را برای یك عمر بر بالای سر انسان رها كرد تا همیشه در كنار او باقی بماند.

 متاسفانه ما در گذشته نتوانسته ایم هنر را در اعماق وجود مردم خویش همچون گنجینه ای ارزشمند قرار دهیم تا با بهره گیری از آن محیطی زیبا برای خود پدید آورند و این نشان دهنده ضعف آموزش هنر در سطح كشور است و می بایستی آموزش هنر در دوران كودكی ونوجوانی جدی گرفته شود تا در سال های آینده تاثیرات آن را در كشور خود شاهد باشیم.

حال این سوال مطرح است كه در كشور كدام مرجع مسئولیت تدوین محتوی آموزشی و سیاستگزاری برای آموزش والدین در خصوص هنر را پذیرفته است تا با یك آموزش نظام مند بتوان از این دوران طلایی بهترین استفاده را نمود.

موارد زیر برای بهره گیری از این دوران در عرصه آموزش هنر به والدین پیشنهاد می شود:

۱ -راه اندازی یك مركز تخصصی ویژه جهت حضور صاحبنظران در عرصه هنر و تعلیم و تربیت كودك به منظور انجام بحث های تئوریك و تدوین محتوی آموزشی و ثبت و طبقه بندی و آرشیو تجربیات داخل و خارج از كشور و در نهایت تدوین محتوی آموزشی جهت استفاده در كشور

۲ -ایجاد آموزشگاه های هنری كه درآنجا با برگزاری كارگاههای آموزشی، والدین در عرصه آموزش هنر به كودك آموزش ببینند

۳- برگزاری دوره های آموزشی تخصصی برای كارشناسان و پژوهشگران

۴- انتشار یك نشریه هنری ویژه آموزش هنر به كودك به زبان ساده و توزیع سراسری در سطح كشور برای عموم مردم

۵- تدوین كتاب های آموزشی نحوه آموزش هنر به كودك و توزیع گسترده در سطح كشور

۶ -برگزاری مسابقات آموزشی برای والدین به صورت سراسری در سطح كشور به منظور فرهنگ سازی هنر و آموزش جامعه و اهداء جوایز برای جذب مردم

۷ -برگزاری كنگره های تخصصی به منظور ثبت تجربیات در زمینه آموزش هنر به كودك

۸ -فعال سازی سایت های اینترنتی در خصوص آموزش هنر به كودك

۹ - حمایت جهت فعال شدن سازمان های غیر دولتی در خصوص آموزش هنر به كودك جهت جذب والدین علاقمند جهت حضور و تبادل نظر با یكدیگر

۱۰- تهیه منابع صوتی تصویری برای آموزش جامعه برای ارائه در صداو سیما

دوره پیش دبستانی

كودك پس از دوران پنج سالگی وارد مهد كودك می شود و در آنجا در كنار كودكان آموزش می بیند و این دوران نیز چون در سنین پنج تا شش سالگی است جزو دوران های طلایی شكل گیری شخصیت كودك است و از حساسیت های خاصی برخوردارست. در خصوص چهار عامل آموزشی باید به نكات زیر اشاره كنیم:

۱ -آموزش دهنده: مربی در مهد كودك اگرچه انگیزشی همچون مادر ندارد، ولی علاقمندی و مهارت او می تواند بر كودك بسیار تاثیر گذار باشد.

۲ - آموزش گیرنده: كودك اگرچه به جایی قدم می گذارد كه همچون محیط خانه گرم و صمیمی نیست، اما وارد محیطی می شود كه ویژگیهای منحصر به فردی دارد و آن حضور تعداد زیادی كودك است كه اگر به درستی مدیریت شوند می تواند انگیزش خوبی در كودك ایجاد نماید زیرا فرصتهای زیادی برای بازی وكارهای گروهی در این مكان وجود دارد و هنر می تواند شروعی برای تشویق کودکان به کارهای گروهی باشد.

۳- محتوی آموزشی: به علت آنكه مهد كودك ها تحت نظر سازمان های دولتی قرار دارند در اینجا محتوی آموزشی مشخصی وجود دارد.

مهم ترین هدف هایی كه در مراكز پیش دبستانی توسط آموزش و پرورش مدنظر است به شرح زیر است:

-خلاقیت

-درك زیباییها و پرورش احساس زیبایی شناسی

-پرورش حواس به ویژه شنوایی و بینایی

-دقت و تمركز

-كنجكاوی و جستجو گری

-مهارت های شناخت رنگ ، شكل، اندازه و جهت

در این رابطه نباید آزادی كودكان را به هنگام انجام فعالیت های هنری محدود كرد تا كودك بتواند خواسته ها، تمایلات، افكار و احساسات خوشایند خود را بیان كند و این نیازمند مربی با انگیزه و فضای آموزشی مناسب به همراه امكانات و ابزار هنری است، در غیراینصورت قرار دادن كودكان در مكان های كوچك و نشستن در كنار هم بصورت تنكاتنگ و آن هم در یك فضای نازیبا و به دور از طبیعت به همراه مربی بی انگیزه ، این احتمال خواهد رفت كه كودك از آموزش هنر بهره ای نبرد.

در حال حاضر ضروری است كه مراجع متولی امر با انجام پژوهش بررسی نمایند كه در حال حاضر وضعیت آموزش هنر در مراكز پیبش دبستانی در چه وضعیتی بسر می برد تا با رفع نواقص، بتوان در این خصوص فعالیت های آموزشی هنری را ساماندهی نمود و اگر نتوانیم این مرحله مهم آموزشی را به خوبی مدیریت كنیم دومین فرصت طلایی آموزش هنر به كودكان را نیز برای همیشه از دست داده ایم.

دوران دبستان


در دوران دبستان ، كودكان هنر را بیشتر با نقاشی كردن تجربه می كنند. در این دوران با سوالات زیر روبرو هستیم كه می تواند در خصوص آموزش هنر ما را واردار به تفكر نماید كه آیا آموزش هنر به شکل کنونی قوه خلاقیت دانش آموز را رشد می دهد و یا سبب تقلید گرایی در او می شود.

مهم ترین سوالات به شرح زیر است :

۱- آیا معلمان دبستان در زمینه آموزش هنر به كودكان از آموزش های لازم برخوردارند؟

۲- آیا شیوه های آموزش بر اساس آخرین یافته های روز مد نظر قرار گرفته است؟

۳- آیا دانش آموزان با ورود به این دوره درسی از انگیزش كافی برخوردارند و از درس هنر لذت می برند؟

۴- معلمان دوره ابتدایی تا چه حد به اهمیت هنر در زمینه ایجاد خلاقیت در كودك شناخت دارند، آیا ممكن است كه این درس را به عنوان گذران وقت تلقی كنند؟

۵- آیا در مدارس كارگاههای آموزشی هنر وجود دارد و یا كودكان باید به صورت فشرده در كنار هم بنشینند و تقلید گونه یك نقاشی بكشند؟

۶- آیا كودكان برای كسب نمره به جای اینكه از تخیلات و تجربیات خود برای نقاشی استفاده كنند، ترجیح می دهند كه والدین آنها یك نقاشی برای آنها بكشد؟

۷- والدین تا چه حد از آموزش های لازم برخوردارند كه همگام با مدرسه در آموزش هنر به كودكان تلاش نمایند تا میان آموزش های ارائه شده در مدرسه و خانه تضادی رخ ندهد؟

در این دوران، كودكان مرحله مهمی از زندگی خود را طی می كنند، اگر آنان تحت نظر یك مربی كارآزموده قرار گیرند كه به آنان كمك كند كه آزادانه قوه تخیل خود را بكار گیرند، می توانند با خلق آثار هنری به رشد فکری خود کمک کنند و از طرفی باعث می شود انسان به ماهیت درونی كودك پی برده و شناخت بیشتری به دست آورد و همین ویژگیها سبب گردیده كه بسیاری از هنرمندان بزرگ دنیا از جمله پیكاسو، كله و ماتیس بطور عمیق تحت تاثیر بیان كودكانه قرار گرفته و شیوه های جدیدی را در نقاشی ارائه نمایند و همچنین هنرمندان بزرگ دنیا  از جمله  پیکاسو، كله و ماتیس تحت تاثیر بیان کودکانه قرار گیرند.

آیا در دوران دبستان  با آموزش های ارائه شده زمینه هنر باعث رشد خلاقیت را در كودكان شده است یا اینكه آنان را به سوی تقلید گرایی هدایت كرده و قوه خلاقیت آنان را از بین برده ایم؟

گمان نمی رود كه شیوه آموزشی ما در مدارس ابتدایی در زمینه باعث رشد خلاقیت در کودکان شده ایم  یا اینکه آنان را به سوی تقلید گرایی هدایت کرده و قوه خلاقیت آنان را از بین برده ایم؟

گمان نمی رود که شیوه آموزشی ما در مدارس ابتدایی در خصوص هنر توانسته باشد در بروز خلاقیت کودکان موثر باشد. سرانه آموزشی پایین است  که اجازه هزینه کردن و تجهیز مدرسه برای آموزش هنر در تمامی ابعاد را نمی دهد.

هنردر دوران دبستان بیشتر در نقاشی خلاصه می شود و اگر كودكی نیز بتواند از آموزش های بیشتر و متنوع تر هنری برخوردار شود به واسطه تمكن مالی و آن هم در محیط بیرون مدرسه است كه این موضوع بحث جامعه شناسی در خصوص عدالت در آموزش هنر را بیان می كند كه هنر می بایستی برای تمامی اقشار جامعه در دسترس قرار گیرد و تنها محدود به افراد خاصی نشود تا تاثیرات آن در تمامی جامعه پدیدار شود.

یكی از مشكلاتی كه صاحبنظران در روند توسعه كشور ایران به آن اشاره می كنند ، ضعف در انجام فعالیت های گروهی است كه باعث می شود افراد در دل گروه علاوه بر شكوفا شدن خلاقیت خود بتوانند با بهره گیری از حمایت جمع به اهداف دست یابند.

متاسفانه در گذشته ما نتوانسته ایم با آموزش های لازم اعضای جامعه خود را برای انجام فعالیت های گروهی موفق تربیت كنیم و این خود به یك معضل اجتماعی بدل شده و افراد در سنین بزرگسالی قادر به كار جمعی نیستند و به همین خاطر احتمال شكست خوردن در رسیدن به اهداف برای آنان افزایش می یابد.

بهره گیری از هنرهایی نظیر نمایش خلاق  كمك می كند تا دانش آموزان بتوانند مسائل و موضوعات را از روی تجربه بشناسند. نمایش خلاق موجب رشد شخصیت، پرورش عزت نفس می شود و كودكان یاد می گیرند كه چگونه كار گروهی كنند. آنها به نقش آفرینی پرداخته و تخیل خود را بكار می گیرند.

همچنین می توانیم به تئاتر كودكان و نمایش كلاسی اشاره كنیم و متاسفانه در مدارس ما خبری از فعالیت های متنوع هنری نیست و به همین خاطر نتایج آموزشی حاصله تاثیر کمی در رشد خلاقیت کودکان خواهد داشت.

برای برطرف كردن این نقاط ضعف می توانیم روش ها ی دیگری را مورد بررسی قرار دهیم برای مثال می توان به طراحی گردشگاههای هنری پرداخت تا در آنجا كودكان در كنار والدین و مربیان كارآزموده هنر را درآغوش بگیرند.

این گردشگاههای هنری را می توان بطور مشترك با همكاری شهرداریها، متولیان آموزش هنر و سازمان های غیردولتی علاقمند بر پا نمود. در این مكان ها كودكان قادر خواهند بود خاك بازی كنند، با گل چیزهای مختلف خلق كنند، رنگ آمیزی كنند، در نمایش های خلاق شركت كنند، آهنگ ها ی شادی بخش تولید کنند، در فضاهای سرسبز و زیبا گردش كنند و با دیگر كودكان بازی كنند و از دیدن آثار ایجاد شده یكدیگر لذت ببرند، آنچنان كه قادر باشند در لحظاتی شیرین ذهن خود را به پرواز درآورده و با تجربه اندوزی به افكار جدید برسند و این خاطره خوش را تا آخر زندگی با خود به همراه داشته باشند.

در این مکان ها می توانند با مربیان علاقمند و دوستدار هنر بحث و گفت و گو كنند و با خریداری كتاب های جذاب، هنر را به منزل خود ببرند. در همین اتفاقات است كه ممكن است جرقه خلاقیت در ذهن كودكان رخ داده و زمینه های یك تحول در وجودشان شكل بگیرد.

اگر ما نمی توانیم از طریق مدارس خود هنر را به معنای واقعی آن به كودكان خود آموزش دهیم ضروری است كه با ایجاد چنین گردش گاههایی كه در بیرون شهرها می توان ایجاد كرد، فرصت دوستی میان هنر و كودكان را پدید آوریم.

در این مكان ها هنرمندان و صاحبنظران با كودكان و والدین آنها پیوند می خورند و نتایج آن رشد فرهنگ در كشور خواهد بود و چه بسا آثاری خلق شود كه باعث جذب گردشگران داخلی و خارجی به سوی این مكان های شگفت انگیز شود و دور از ذهن نخواهدبود كه آثار كودكان بار دیگر بتواند بر روی هنرمندان تاثیر گذار باشد و شاهد ظهور سبك های جدیدی از هنر باشیم.

این گفته انشتین را بخاطر داشته باشیم كه بیان داشت" نظریه نسبیت نمی توانسته در دوران بزرگسالی من شكل گرفته باشد، زیرا آدمی در بزرگسالی فرصتی برای اندیشیدن به فضا و زمان ندارد، اینها چیزهایی است كه وقتی كودك بودم به آنها فكر كرده ام "

امروزه كافی است گشتی در اینترنت بزنیم تا دریابیم كه در كشورهای توسعه یافته سایت های فراوانی راه اندازی شده است كه علاوه بر ارائه مطالب آموزشی برای معلمان، والدین و دانش آموزان، خود كودكان نیز به انتشار دیدگاههای خود در مورد هنر پرداخته اند و ضروری است كه این گونه اقدامات از طرف متولیان امور هنری عملی شود.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :
آثار نمایشگاه
اثر قبلی
اثر قبلی
تعداد آثـار
25800
تعداد افراد آنلاین
25800
تعداد اعضای گروه
25800
اثر قبلی
تمــاس با مــــــــــا
اثر قبلی
: پست الکترونیک
honar@tebyan.com
:شماره تلفن
81202203
:آدرس
تهران،خیابان نادری،نبش حجت دوست ، پلاک 12